تکلیف امروز ما چیست؟
لذا ببینید وقتی انسان بخواهد تکلیف الهی را انجام بدهد، باید مراقبه و مواظبت کند و فقط و فقط هر چه پروردگار عالم میخواهد، انجام دهد. پس مطلب مهم این است که واقعاً در این زمان تکلیف ما چیست. خدا به حقّ این روز شهادت و به حقّ این عزا از آن کسانی که به این مملکت، به این دین ناب و به این نظام مقدّس خیانت میکنند نگذرد.
من این مطلب را بارها عرض کردم، آن را جدّی بگیرید، فکر نکنید این نظام و این انقلاب را امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) درست کردند، امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرستاده امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) بودند و این نظام بلاشک متعلّق به وجود مقدّس مولا، آقا، سیّد، صاحب و سالارمان، حضرت حجّتبنالحسن المهدی(صلوات اللّه و سلامه علیه و عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) است. حالا مدام بگوییم امام زمان، بعد با این نظام خوب نباشیم. خاک بر سر چنین کسی که اصلاً نمیفهمد این نظام مال امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) است. چرا بعضی از ما هنوز نمیفهمیم؟! - البته چنین کسانی در این مجالس نیستند -
منبع:http://hozeemammahdi.blogfa.com
ادامه مطلب
پیشتازان در انجام تکالیف الهی
از وظایف بندگان حضرت حقّ این است كه بدانند تكلیف الهی آنها چیست. گاه ذوالجلال والإكرام این تكلیف را به عنوان وحی (وحی قرآنی) برای انسانها تبیین فرموده است. لذا در كتابالله تمام مطالب برای هدایت بشر و تكلیف آنها معیّن شده است. گاه هم در قالب وحی بیانی مطرح شده است؛ كه آن وحی بیانی هم از ناحیه مقدّس نبی مكرّم(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) است كه قرآن فرمود: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى»[1]. یك مطلب دیگر هم از حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) است.
منتها نكته بسیار مهم این است كه چون خود حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین)، انبیاء عظام و اولیاء، اوّل بنده حضرت حق هستند، طبعاً اوّلین كسانی هم هستند كه خود را مقیّد میكنند تكلیف الهی را آنگونه كه تكلیف خداست انجام بدهند. این حضرات آنقدر در عرصه عمل و انجام تكالیف الهی پیشتاز هستند كه شاید جز این نباشد كه بگوییم: بندگان حقیقی حضرت حق در مرحله نخست فقط حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) هستند.
منبع : وبلاگ http://hozeemammahdi.blogfa.com
ادامه مطلب
گویند وقتی ظهور می كنی دین جدید می آوری
از خدا می خواهم اگر زنده بودم آنقدر جاهل و متعصب نباشم كه به خاطر دین ناراست خودم تو را باور نكنم
از دست غیبت تو شكایت نمی كنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
حافظ شكایت از غم هجران چه می كنی
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور
*مرحوم سید عبدالكریم ( رحمه الله ) پیرمرد كفاش معاصری بود كه در تهران زندگی
می كرد. اكثر علمای اهل معنی معتقد بودند كه حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه )
گاهی به مغازه كوچك كفاشی او تشریف می برند و با او می نشینند و هم صحبت می
شوند.
لذا بعضی از آنها به امید آنكه زمان تشریف فرمائی حضرت ولی عصر (ع) را درك
كنند ساعتها در مغازه او می نشستند و انتظار ملاقات حضرت را می كشیدند و شاید
بعضی ها هم بالاخره به خدمتش مشرف می شدند.
مرحوم سید عبدالكریم اهل دنیا نبود حتی خانه مسكونی نداشت و تنها راه درآمدش
كفاشی و پینه دوزی بود.
روزی حضرت به حجره كفاشی سید عبدالكریم تشریف آوردند در حالی كه او مشغول
كفاشی بود پس از دقایقی حضرت فرمودند : سید عبدالكریم كفش من نیاز به تعمیر
دارد برایم پینه می زنی ؟
سید عرض كرد: آقا جان به صاحب این كفش كه مشغول تعمیر آن هستم قول داده ام كفش
را برایش حاضر كنم البته اگر شما امر بفرمائید چون امر شما از هر امری واجب تر
است آن را كنار می گذارم و كفش شما را تعمیر می كنم .
حضرت چیزی نفرمودند و سید مشغول كارش شد.
پس از دقایقی مجددا حضرت فرمودند: سید عبدالكریم ! كفش من نیاز به تعمیر دارد
برایم پینه می زنی ؟ سید كفشی را كه در دست داشت كنار گذاشت بلند شد و دستانش
را دور كمر حضرت حلقه زدو به مزاح گفت : اگر یك باردیگر بفرمائید كفش مرا پینه
می زنی ؟ داد و فریاد می كنم كه ای مردم آن امام زمانی كه دنبالش می گردید پیش
من است بیایید زیارتش كنید!
حضرت لبخند زدند و فرمودند : خواستیم امتحانت كنیم تا معلوم شود نسبت به قولی
كه داده ای چقدر مقید هستی.بدان كه ما شما را برای خودمان نمیخواهیم بلكه شما
را برای خدا میخواهیم هر اندازه شما بندگی كنید ما شما را بیشتر دوست داریم.
سیّد عبدالكریم اگر نبود این تقوا و مراعات تو هرگز مغازة تو را انتخاب
نمیكردم و به تو سر نمیزدم.*
****
منبع:كانون قرآن و عترت دانشگاه علم و صنعت ایران
تبلیغات 
