| در تأدیت مدح تو خم، پشت عبارت | ای خاک درت سرمهی ارباب بصارت | |
| بر فرق فریدون ننشیند ز حقارت | گرد قدم زائرت، از غایت رفعت | |
| گویند به هم مطلب خود را به اشارت | در روضهی تو خیل ملایک، ز مهابت | |
| در چشمهی خورشید کند غسل زیارت | هر صبح که روح القدس آید به طوافت | |
| کز عمر، نشد حاصل او غیر خسارت | در حشر، به فریاد بهائی برس از لطف |
| ای صاحب مسله! تو بشنو از ما | تحقیق بدان که لامکان است خدا | |
| خواهی که تو را کشف شود این معنی | جان در تن تو، بگو کجا دارد جا |
***
| از دست غم تو، ای بت حور لقا | نه پای ز سر دانم و نه، سر از پا | |
| گفتم دل و دین ببازم، از غم برهم | این هر دو بباختیم و غم ماند به جا |
***
| ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما | درهم شده خلقی، ز پریشانی ما | |
| بت در بغل و به سجده پیشانی ما | کافر زده خنده بر مسلمانی ما |
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 خرداد 1390 توسط مجتبی محمودی
تبلیغات 
